
دردِ شب نبودن خورشید نیست درد شــب تــاریکی تارههاست
تُو افق تا بینــــهایـــــت سکوت یاد تو روشنیبخش شب ماست
تو سکوتت مثل شب بیانتهاس رفتن تو مرگ تلخِ قصـه هـاسـت
اون که میمونه فقط یک خاطرست که تنش اسیر دست لحظههاست این تو بودی که ازم جـدا شـدی رفتی و از مـن و دل رهـا شـدی
اون که میخونه منِ شب زدهام کز غروب هجــرتت غم زدهام
من مثل سایه همیشه پشتتم مثل تصویری تُو آینه رو به روت
مثل نورم واسه شبپرسههات پرسـههای خلوتِ بیکسیـات
تو سکوتت آخرین شعر ِ من آخرین زمــزمــههای بودنه
آخرین فصل از کتاب ِ عاشقی از غم نبــودن تو خـونـدنه
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
) -->
The script is running in the title bar!!