تبليغاتX
امپراتور
+ سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 18:47 سما |




+ یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 17:44 سما |




 

این هم برای اینکه می‌دونید ایرانی‌ها بعد از مردن آدم‌ها، براشون بیش‌تر ارزش قائل می‌شن و تو سرو کله خودشون می‌زنن.

 

+ شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 17:43 سما |




 

 درد من حصار بركه نيست درد من زيستن با ماهي هايي است كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است

+ پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 12:58 سما |




 

 
 

 

وقتي با کسي که عاشقشي روبرو ميشي.. قلبت تندتر ميزنه

ولي وقتي با کسي که دوستش داري روبرو ميشي فقط خوشحال ميشي..

 

وقتي با کسي که  عاشقشي... هستي زمستون پيش چشمات مث بهاره

ولي وقتي با کسي که  دوستش داري هستي ..زمستون فقط زيباست ..همين

 

  اگه تو چشماي کسي که عاشقشي نيگاه کني خجالت ميکشي و صورتت سرخ ميشه

ولي اگه تو  چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني لبخند ميزني

 

وقتي با کسي که عاشقشي هستي نميتوني هر چي تو دلت هست به زبون بياري..

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..اين کارو ميتوني بکني... 

 

وقتي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و خجالت ميکشي

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي... تو خودت هستي و هر کاري دوست داري ميکني.

 

تو نميتوني به طور مستقيم تو چشماي اوني که عاشقشي نيگاه کني

ولي تو ميتوني هميشه با لبخند و مستقيم تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني

 

وقتي کسي که عاشقشي گريه ميکنه تو هم به همراه او اشک ميريزي

ولي وقتي کسي که دوستش داري گريه ميکنه تو فقط تسکينش ميدي...

 

 

احساس عاشق بودن از چشم شروع ميشه ..

ولي دوست داشتن از گوش

ميدوني چه جوري؟؟

 
 
 

وقتي تو ميخواي کسي رو که دوست داشتي  ديگه  دوست نداشته باشي کافيه ديگه گوشات رو بگيري و به حرفاش گوش ندي و اهميتي ندي  و فراموشش کني

ولي وقتي ميخواي کسي رو که عاشقشي فراموش کني..چشمات رو ميبندي ولي عشق به صورت قطره اي اشک از چشمات مياد پايين...و مي ريزه روي قلبت و اون جا ميمونه

 تا ابد.... .. ..

 

 

+ پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 12:44 سما |




 

وقتي اين پرنده رو تو اين دنياي بزرگ تنها مي‌بينم ياد خودم مي‌افتم شما چقدر احساس  تنهائي مي‌كنيد؟

 

+ سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 16:43 سما |




+ سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 16:43 سما |




 

كوشش كن قلب تو برای خدا باشد، وقتی قلب تو برای خدا شد، خدا آن جاست. وقتی خدا آنجا بود، همه ی آنچه مربوط به خداست در آنجا حاضر و ظاهر خواهد شد. هر وقت اراده كنی همه نزد تو خواهند آمد، چون خدا آنجاست،پس كوشش كن قلبت فقط برای خدا باشد تا همه ی آنچه مخلوق خداست نزد تو حاضر باشند. 
 

+ دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 13:55 سما |





                     اشكي كه بي‌صداست                      پشتي كه بي‌پناست

                      دستي كه بسته است                    پايي كه خسته است

                      دل را كه عاشق است                    حرفي كه صادق است

                      شعري كه بي‌بهاست                     شرمي كه آشناست

                      دارايي من است                             ارزاني شماست

 

+ دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 10:44 سما |




 

 

راستی تازه قالب وبلاگم وعوض کردم نظرتون چیه و اگر قالب بهتری سراغ دارید به من بگید ممنون میشم

+ یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 18:3 سما |




 
 
خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد .
پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد .
در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد .
تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد .
بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد .
با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد .
پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ...
تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي .!؟!؟!
 
+ یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 17:57 سما |




 

+ یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 17:27 سما |




 
 لذتي كه در فراق است در وصال نيست . چون در فراق شوق وصال است و در وصال بيم فراق !
 
روزهاست كه ديگه از تنهايي نمي نويسم ، ديگر تنهايي برام يه سوژه‌ تكراري شده، تنهايي هميشه تازه نفس است و كسالت‌آور و حتي لحظه‌اي ازم دل نمي‌كنه 
سالها بود به اميد دوباره ديدنش اشك ريختم و از خدا خواستمش ولي چه فايده وقتي يافتم كه ديگه هيچي برام نمونده بود و تمام خاطره‌هام آتيش گرفته بود.
نمي‌دونم چطور بگم  و از چي بنويسم كه هيچ نوشته‌اي حصار تنهايي من را نشكسته و نمي‌تونه كه بشكنه و سنگين‌ترين واژه‌ها دردي از درد تنهايي من نكاسته.
من با تمام وجودم زندگیم و از خدا طلب می‌کننم و اون در برابر این همه عجز باز هم دستور صبر و آرامش و انتظار رو برام نوید می‌ده.
کاش یه آدم از خدا نترسی بودم تا بتونم کفر بگم و به راحتی فریاد بزنم که منو فراموش کرده من از زندگی فقط ۴ روز و کمتر از ۱۰۰ ساعت عقبم، اگر ۱۰۰ ساعت زودتر به زندگی رسیده بودم چی می‌شد ولی باز هم باید بگم که كلمه‌ای يافت نمی‌شه كه اشكای من را بتونه به خنده تبديل كند و هيچ كاغذ سياه شده از جوهر و اشك حتي زهرخندي برای من خلق نكرده.
من تنهايم چون خودم خواستم كه تنها باشم چون تنهايي را خودم به خودم تحمیل کردم و با خودخواهی‌هام شکست و نابودی رو برای خودم به ارمغان آوردم.
فکر می‌کردم تنها بودن بهتر ازعاشق‌بودنه.فکر می‌کردم می‌تونم خوشبخت باشم و لحظه ها را آزاد کنم فکر می‌کردم بهترین و بزرگترین کار را تو دنیا انجام دادم غافل از اینکه خودم و نابود کردم و غرور مسخرم هم مانع شد که به خوشبختی برگردم.
وقتی اینقدر مغرورم ،بهتر آنكه در خاطرات غبارگرفته خودم بمونم و بسوزم.
همیشه فکر می‌کردم نردبانیم برای صعود براي رسيدن به اعتماد به نفس ولی وقتی بهم نیاز داشت زير پايش و خالی کردم.
وقتي به دوست داشتن و عشق، انتظار و دل نگراني، شخصيت و اعتقادات و باورها پشت پا زدم و رفتم همون لحظه فهمیدم که دارم جنایت می‌کنم ولی از رو نرفتم بي آنكه نيم نگاهي به اين همه محبت بيندازم، رفتم و رفتم و تمام عمر رو هم بايد به دنبال جواب يك چرا بگردم!  ولی میدونم هرچی بگردم کمتر می‌یابم و باز هم خودمو مقصر می‌دونم. 
تنهايي سهم من است و تنهايي تحميل شده باز هم حق منه.
فكر نكنيد كه اينها را نوشته‌ام كه بگويم من برنده بازي شدم، نه در اين بازي تكراري،برنده و بازنده هر دو كيش و مات هستند و محكوم به باخت. من مات تنهايي و اونم مات غرور جفتمون شد!
این بازي بازنده‌هاست، چه گريه كني چه گريه بسازي، باختي!!
خسته خواهي شد،ايمان دارم!
آخر خط همين نزديكي هاست، يك بار درست نگاه كن! يك بار فكر كن!من باختم مراقب باش تو نبازی
 
 
+ یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 11:23 سما |




 

می نگرم دور دست را

آنگاه که دیدمت و دیدی مرا

همراه شدیم در کوچه باغی سبز

و بی پروا می رفتیم

....

رفتی

و من ماندم

ماندم در تاریکی به انتظار

آنگاه که آفتاب برآمد تورا در کنار خود یافتم

و اینک نمی دانم این ظلمات است که مرا از دیدنت بازداشته است

یا نیستی دیگر

من هنوز سراسیمه در کوچه باغ می گردم

 

 

+ شنبه هشتم اردیبهشت 1386 17:14 سما |




 

 

  آن درد ندارم که طبیبان دانند

آرامم چون نسیم

اما سرشار از طوفانم ، طوفانی که زود است گردبادی آن را در بر گیرد

خاکسترم ، سرد

اما آتشی در من نهفته است که نزدیک است مرا در برکشد

رودم ، آرام و روان

گردابی در این نزدیکی انتظار مرا می کشد

آه....

غریبم بین جمعیتی آشنا و ره گم کرداه ایی را مانم در راهی روشن  

                                                                                         فانوس خیس

+ شنبه هشتم اردیبهشت 1386 17:13 سما |





I had a dream …

                            تصوري داشتم ...

 

I dreamed I was walking along the beach with God.

                           خيال كردم كه دركنارساحل با خدا قدم مي زنم .

A cross the sky flashed scenes from my life .

                           درآسمان تصويري از زندگي خودم را ديدم .

For each scene , I noticed two sets of footprints in the sand ;

                            درهرقسمت دو جاي  ِ پا ديدم .

One belonging to me , and the other to God .

                            يكي متعلق به من و ديگري به خدا .

When the last scene of my life flashed before me ,

                             وقتي آخرين تصويرزندگي ام را ديدم

 

 

+ سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 17:39 سما |




امروز دلم بدجوري گرفته دلم ميخواست بتونم برم پيش خدا بشينم و بهش بگم واقعا حق من از زندگي اينه كه هيچ وقت به چيزهايي كه ميخوام نرسم دیگه از این کار و این آدم ها خسته شدم حالم از هر چی ریاست به هم می‌خوره دیگه به هرکی که ادعای ایمان می‌کنه و در عمل چیز دیگه‌ای رو نشون میده نمي‌تونم بگم آدم راستي بايد با اين جور آدمها چطور برخورد كرد.

ديگه حتي حوصله حرف‌زدن با كسي رو ندارم

+ سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 14:49 سما |




 
 
 
چقدر یه شکست تو زندگیت مهمه؟؟ آیا باعث شکوفاییت میشه یا این که باعث میشه که نا امید بشی و دست از تلاش برداری..
 
 
If you are not big enough to lose, you are not big enough to win.
اگر این قدر قوی نیستی که ببازی ..مسلما توانایی برتده شدن را نیز نخواهی داشت
 
 
 
There are no secrets to success. It is the result of preparation, hard work, and learning from failure.
 
هیچ رازی در موفقیت وجود ندارد..موفقیت نتیجه آمادگی..تلاش سخت..و درس گرفتن از شکست هاست
 
 
 The wisest person is not the one who has the fewest failures but the one who turns failures
 to best account.--
 
همیشه زیرکترین آدم ها کسانی نیستند که کمترین میزان شکست را دارند بلکه کسانی هستند که از شکست ها بهترین درس را میکیرند...
 
 
Being defeated is often a temporary condition. Giving up is what makes it permanent.--
 
شکست معمولا یک موقعیت موقتی است..ولی نا امید شدن آن را به یک موقعیت دائمی تبدیل میکند
 
 
Failure should be our teacher, not our undertaker. Failure is delay, not defeat. It is a temporary detour, not a dead end. Failure is something we can avoid only by saying nothing, doing nothing, and being nothing.--
 
شکست باید  مثل یک معلم برای ما باشه  ..نه یک مانع برای پیشرفت...
شکست می تواند باعث بشه یه مقداری عقب بیافتی از کارات ولی نباید مسبب مغلوب شدنت باشد...
شکست به منزله یک وقفه توی کارات هست ولی نه یک نفطه پایان.
.تنها در صورتی میتوانی از شکست اجتناب کنی که چیزی نگی ..کاری نکنی...و هیچ چی نباشی ...
....... (یعنی در واقع پاهات رو رو به قبله دراز کنی و هیچ کاری نکنی )
 
  
 
If you can't make a mistake, you can't make anything.
 
اگرنمی تونی  اشتباه کنی یعنی هیچ کاری نمی تونی بکنی 
 
 
 
No one ever won a chess game by betting on each move. Sometimes you have to move backward to get a step forward.
 
هیچ کسی نمیتونه شرط ببنده که با یه حرکت   قادر به برنده شدن در یک بازی شطرنج هست... یه زمانهایی لازمه تو یه قدم عقب نشینی کنی  تا بتونی یه قدم به جلو بر داری   
 
 
 Our greatest glory is not in never falling, but in rising every time we fall.
 
بزرگترین موهبت این نیست که هیچ زمان شکست نخوری... بلکه این است که بعد از هر شکست بتونی دوباره بلند شی  
 
 
 
I am not judged by the number of times I fail, but by the number of times I succeed; and the number of times I succeed is in direct proportion to the number of times I can fail and keep on trying.
-
قضاوت دیگران نسبت به من روی  تعداد دفعاتی نیست که شکست خورده ام..بلکه روی تعداد دفعاتی است که موفق شده ام ..
و تعداد دفعاتی که موفق شده ام دقیقا زمانی بوده که بلا فاصله بعد از این که شکست خورده ام  دوباره به تلاش ادامه داده ام و موفق شده ام....  ....
 
 
 
Most people give up just when they're about to achieve success. They quit on the one yard line. They give up at the last minute of the game, one foot from a winning touchdown.--
 
بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشن که چیزی به موفقیتشون نمونده..در یک قدمی پیروزی  دست از تلاش بر می دارند...آنها در دقیقه آخر تمامی امید خود را از دست میدهند..یک قدم مانده به خط پایان و پیروزی    ...
 
 
If there exists no possibility of failure, then victory is meaningless.
 
اگر احتمال شکست وجود نداشت ..پیروزی  بی معنی بود
(طعم شیرین خود را از دست می داد)....
 
 
  
+ دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 10:54 سما |




 

موج اگر مي‌دانست

 ساحل هيچ وقت دستش را نمي‌گيرد

 هرگز براي رسيدن نفس نفس نمي‌زد

+ دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 10:50 سما |




Good looks catch the eyes

 زيبايي چشم هارو شکار ميکنه

but Good Personality catches the hearts.

..ولي شخصيت خوب، قلبها رو  


 

+ یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 17:52 سما |






 there is someone else who always

makes you laugh,


your eyes and attention might go

only to that special someone.


Then, you are in love.


کسي هست که هميشه باعث شادي تو ميشه....

 نگاهت  و توجهت فقط واسه اون شخص بخصوص هست...

پس تو عاشقي

 

+ یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 17:24 سما |




 

به چشمي اعتماد کن،

که به جاي صورت، به سيرت تو مي نگرد.

به دلي دل بسپار

که جاي خالي برايت داشته باشد

و

 دستي را بپذير

 که باز شدن را بهتر از مشت‌شدن بلد است

 

+ یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 16:53 سما |




 

 من از كجا بر سر راه تو آمدم ناگاه

 چه كرد با دل من آن نگاه شيرين آه

 تو آرزوي بلندي و دست من كوتاه

 مدام پيش نگاهي، مدام پيش نگاه ...

+ یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 16:39 سما |




 

عزیزیست که چشمان تو

          روی تن قصه ی من می خزد

                      جام ترک خورده ی جان مرا

                                    لب به لب جام خودش می زند                         

                                                 کاش که تنها تو بخوانی مرا

                                                             جان خودت کاش بدانی مرا

                                                                      زمزمه ام را بشناسی هنوز

                                                                                   کنج حریمت بنشانی مرا

                                                                         نام مرا قصه ی تو یاد کرد

                                                       روح مرا عاشقیت شاد کرد

                                      بعد به اندازه ی تنهاییَم

                    فاصله ها آمد و بیداد کرد!


     



رفتی و صد قافیه را باختم

       تا به فراموشی تو تاختم

                    آنقدَر از غصه شکستم که تا

                                    کار دلم را و تو را ساختم 

                                                حال که در وادی خاموشیَم

                                                             در به در شهر فراموشیَم

                                                                       باز تو می آیی و با یک نگاه

                                                                              می بری از عقل به مدهوشیَم

                                                                    باز تو هستی و دعا می کنم

                                                      شور در این قصه به پا می کنم

                                   تا که (( تو )) را باز نگیری ز ((من))

              با دل رسوای تو تا می کنم

زندگیَم! جان من و جان تو

             من شده ام دست به دامان تو

                                   کاش دعایم بشود مستجاب:

                                                  هستیِ ((هستی)) همه قربان تو!

 

+ شنبه یکم اردیبهشت 1386 19:59 سما |




 

 

این اشخاص گرفتار برداشتهاي نادرست بوده و معمولا گرفتار حماقت‌ها و ناداني‌هاي ديگران مي‌شود اين اشخاص رفيق‌دوست بوده و به واسطه خوش شانسي‌هاي خود از طرف جنس مخالف سودهاي فراواني مي‌برد. 

ويژگي‌هاي خوب: پويايي و تحرك، بردباري و صبوري،قابل اعتمادبودن روش‌گرايي

 ويژگي‌هاي بد: تلون مزاج و دمدمي بودن، سلطه‌خواهي، كله شقي و يكدندگي، كينه‌جويي، حسادت و غبطه

+ شنبه یکم اردیبهشت 1386 19:25 سما |




متولد اردیبهشت ماه: طفل شیرخوار طبیعت

سمبل: گاو نر

ستاره حاکم: ونوس(زهره)

عنصر وجود: خاک

شخصیت: ثابت

فلز وجود: مس

سنگ خوش یمن: یاقوت کبود

رنگ محبوب : آبی آسمانی

و به خصوص ترکیبی این دو بنفش

عدد خوش یمن: ۶

گل محبوب : رز صورتی

روز مبارک: جمعه 

متولد  اردیبهشت ماه، باید به جهان بیاموزد که عشق "صبر و تحمل" است. روح اردیبهشتی کودکی شاد و سالم است که نوزادی را گذرانده و با عنصر خاک به تجربه تازه ای رسیده است.تاثير ارتعاشات منفي ونوس در او آشكار است. او يادگرفته شيرين رفتار زرنگي عشق و محبت زيادي از ديگران دريافت كند. تاثير لبخند را مي‌داند و هرگز آموخته‌هايش را فراموش نمي‌كند. اهل خانه و خانواده است و از دنياي بيرون چيزي نمي‌داند. روح او در اين دوره با حواس آشنا مي‌شود. بوي گلها زيبايي طبيعت و ملكيت را در مي‌يابد محبت را از طريق لمس كردن آموخته، كله‌شق است و مايل نيست شخص ديگر به متعلقات او حتي نزديك شود.

جنبه مثبت روح ارديبهشتي صبر و تحمل اراده ثبات راي و شيريني رفتار و جنبه منفي او تعصب بي‌جا در عقايد، لجاجت، سرسختي خودرايي و بي‌گذشتي است براي متولد ارديبهشت عشق يك غريزه است.                                                                 

 ادامه دارد....

+ شنبه یکم اردیبهشت 1386 19:19 سما |




Flashing Table Border Script New Page 1

Peygham Ro inja avaz konid


This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it ) -->

The script is running in the title bar!!


یکی از بهترین وبلاگهای ایرانی